|
رياضتهاي مشروع و نامشروع براي تهذيب نفس نقی سنائی عضو هیات علمی دانشگاه و دانشجوی دکتری رياضت يعني تمرين. چنان كه امام علي (ع) ميفرمايد: اِنَّما هِيَ نَفْسي أَرُوضُها بِالتَّقْوي[1] من نفس خود را با تقوا رياضت ميدهم.
آن حضرت (ع) همچنين ميفرمايد: « چنان نفس خود را به رياضت وا دارم كه به يك قرص نان، هر گاه بيابم شاد شود، و به نمك به جاي نان خورش قناعت كند، و آنقدر از چشمها اشك ريزم كه چونان چشمهاي خشك در آيد، و اشك چشمم پايان پذيرد[2]» رياضت براي سالكان الهي اين است كه نفس سركش خود را رام كنند تا به طرف بهيميّت، سبعيّت و يا شيطنت حركت نكند و فقط راه چهارم را كه راه «فرشته منشي» است طي كند و مطيع عقل عملي باشد به هر تقدير رياضت يعني تمرين دادن. انسان وقتي نفس امّاره را تمرين بدهد. آن را از امّاره بالسّوء بودن ميرهاند و از تمرّد و سركشتي بيرون ميآورد و مطيع عقل عملي ميكند و در اين اطاعت هم آن را ثابت قدم و راسخ ميگرداند كه در نتيجه، اطاعت از عقل عملي براي آن ملكه ميشود[3]. دكتر يثربي به نقل شرح اشارات خواجه نصير الدين طوسي ميآورد: واژة رياضت در زبان عربي به معناي تلاش انسان براي تربيت و اهلي كردن اسب است، بشر باتلاشوكوشش توانسته است كه اسب وحشي، يا كرّه اسب اهلي را، تربيت كرده و آن را به دلخواه خود به كار گيرد. قواي حيواني انسان نيز كه اساس پايبند او به حيات حيواني و عالم خاك است، اگر تربيت نشوندوفرمانبر نگردند، انسان را از پرداختن به تدارك مقامات حيات روحي و معراج معنوي باز ميدارد[4]. ابن سينا براي رياضت سه هدف و غرص بر ميشمارد كه عبارتند از: 1- غيرحق از پيش پا برداشتن. 2- نفس امّاره را به فرمان نفس مطمئنه در آوردن. 3- تلطيف باطن جهت امكان تنّبه. خواجه نصير الدين طوسي (ره) در شرح اين قسمت ميگويد: از آنجا كه اغراض عقلي مختلفاند، رياضتها نيز مختلف ميشوند از قبيل: رياضتهاي عقلي كه در حكمت عملي مذكورند. رياضتهاي سمعي كه از آن به عنوان «عبادتهاي شرعي» تعبير ميشود، كه دقيقترين نوع آنها رياضت عارفان است.[5] لازم به ذكر است كه در دين مبين اسلام هيچ رياضتي بالاتر از اطاعت ربّ غفور و معصومين عليهم السلام نيست به اين معني كه هر چه فرمودهاند عمل شود، و هر چه نهي كردهاند رها گردد و آن رياضت مطلوب و مشروع ميباشد در غير اين صورت رياضت نامشروع خواهد شد كه متأسفانه افراط و تفريطهايي در مسأله رياضت نيز مشاهده شده است چنان چه از شهيد مطهري (ره)[6] درخصوص رياضتهاي ابراهيم ادهم نقل شده است. رياضت برابر است با تحمّل سختي و مشقّت، پويندة راه عرفان، بايد تن به سختي داده، از خور و خواب خود كاسته، همة رفتار و گفتارش به اندازة ضرورت محدود شده و در چارچوب فرمان شريعت باشد. بزرگان و مشايخ طريقت با الهام گرفتن از كلام الله مجيد و احاديث انبياي عظام و ائمه معصومين (ع) براي رياضت مطلوب و مشروع شرايطي ذكر كردهاند كه به چند نمونه اشاره ميگردد: اميرالمؤمنين(ع) خطاب به فرزندش امام حسن (ع) ميفرمايد: « بدان پسرم هيچ كس چون رسول خدا (ص) از خدا آگاهي نداده است. رهبري او را پذيرا باش و براي رستگاري، راهنمايي او را بپذير.»[7] در سراسر سلوك حتّي در مقامات و منازل بالا، هميشه خطر و انحراف در كمين سالك است. اين هشداري است كه همه بزرگان با تأكيد مطرح كردهاند. چنان كه حافظ شيرازي ميسرايد:
اين هوشياري و مراقبت با عنايت الهي و حمايت ارواح طيبة اولياء و ارشاد پيران، سالك رااز خطرها دور نگه ميدارد. رياضت در هر شرايط، آثار و لوازمي دارد كه همه آنها داراي ارزش و اعتبار نيستند. چه بسا سالك با مشاهدهي برخي از اين آثار و لوازم، بازيچة هواي نفس شده، زمام كار را به دست وهم و خيال سپرده، چنين پندارد كه به آنچه ميخواست رسيده است. غافل از آنكه در عالم سير و سلوك، همة كساني كه به رياضت ميپردازند به چيزهايي ميرسند. به اقرار عارفان، رسيدن به كشف صوري، قدرت تصرّف در طبيعت و آگاهي از حالات پنهان مردم و… ، از آثار و لوازم رياضت هستند، براي رسيدن به اين نتايج، حتي ايمان به خدا و پيامبر هم لازم نيست. سالك نبايد فريب اين نتايج را بخورد و دچار غرور و خودبيني شده و از نعمت ادامه دادن محروم شود. غرور و خودبيني و ادّعا در هر مرحلهاي از مراحل سلوك، آفت بزرگ و حجاب خطرناك و سدّ استوار است. اساس رياضت، تحمّل زحمت در جهت فرمانبرداري از حقّ است، بنابراين ميتوان با كاستن از نيازهاي روزانه و طبيعي و افزون بر اعمال معنوي و روحي، براي خود برنامة رياضت ترتيب داد مثلاً كسي كه تصميم ميگيرد رياضت كشيده و دست به سير و سلوك بزند، ميتواند از طرفي واجبات شرعي را به جاي آورد، از محرّمات پرهيز كند و در اندازة توان مواظب مستحبات و مكروهات نيز باشد، از طرف ديگر كمي از خواب و خوراك خود كاسته، تا اندازهاي مواظب گفتار خود بوده و از روابط بيهدف و غيرجدّي با مردم بكاهد. همين يك برنامه خوب رياضت خواهد بود.[9] آيه الله جوادي آملي در تحرير تمهيد القواعد علي بن محمد تُركه، صَمْت و كم گفتن و گزيده گوئي را راههاي رياضت مشروع و زمينه نيل به مطلوب بر شمرده است.[10] همان طوري كه امام علي (ع) در توصيف مؤمنان راستين ميفرمايد: بَعيدٌ هَمُّهُ، كَثيرٌ صَمْتُهُ، مَشْغُولٌ وَقْتُهُ، شَكُورٌ صَبُورٌ، مَغْمُورٌ بِفِكْرَتِهِ[11] همّت او بلند، سكوتش فراوان، وقتش بكار گرفته است، شكرگزار و شكيبا و ژرف انديش است.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۱ساعت 21:41  توسط دکتر نقی سنائی
|
|