|
معاتبه و معاقبه «معاتبه» به معناى عتاب با نفس و سرزنش كردن آن به خاطر خطايى كه مرتكب شده و معاقبه به معناى مجازات كردن و كيفر دادن نفس در برابر خلافها و گناهانى است كه مرتكب شده است. اگر انسان بعد از محاسبه نفس و حسابرسى رفتار و كردار در مقابل تخلفات و سركشىها، نفس واكنشى نشان ندهد، جرأت و جسارت نفس براى ارتكاب گناه بيشتر مىشود. همانگونه كه مدير يك شركت و يا رئيس يك اداره كارگران و كارمندان و زيردستان خود را به دليل تخلفاتى كه از آنها سرزده و كوتاهى و قصور آنها در انجام كار را مورد عقاب قرار مىدهد و متناسب با ميزان خطا و جرمشان آنها را گوشمالى و كيفر مىدهد، همچنين كسى كه در راه اصلاح و تربيت نفس قدم برمىدارد بايد در برابر سركشى و طغيان نفس بىتفاوت نباشد و به موقع عكسالعمل نشان دهد. البته بايد توجه داشت كه سرزنش و كيفر نفس در برابر كارهاى خلافش داراى مراتب فراوانى است كه از عقاب و سرزنش شروع مىشود و به محروم شدن نفس از برخى لذتها و خواهشها منتهى مىگردد. بنا بر آنچه گفته شد؛ هر كس در پايان هر روز يا هفته و ماه و سال، كارهاى خود را حسابرسى كند و عملكرد خود را در مورد خوبىها و بدىها و طاعت و نافرمانى را دقيقاً محاسبه كند و همانند تاجرى دقيق كه در پايان روز يا هفته و ماه و سال، حسابهاى تجارى خود را بررسى مىكند و سود و زيان خويش را مورد مطالعه قرار مىدهد، به يك محاسبه الهى و معنوى دست زند و همين دقت و موشكافى را در مورد اعمال و رفتارش اعمال نمايد. اگر اعمالش نيك و خداپسند باشد خدا را شكر كند و دوام آن را از خداوند بخواهد و اگر گناه و خلافى از او سرزده از خدا طلب آمرزش كند و از استمرار آن جلوگيرى كند و در جبران آن و محو آثارش بكوشد. در واقع اگر بعد از مرگ و در عالم قيامت به حساب ما رسيدگى كنند و همه افكار و حركت و سكون و گفتار و سكوت ما را مورد محاسبه قرار دهند كار از كار گذشته و فرصتى براى جبران خطاها و زمانى براى پاك كردن گناهان و استغفار باقى نمانده است، ولى اگر در همين دنيا خود قاضى پرونده خود باشيم و به اعمال خود رسيدگى كنيم در صورت ناروا بودن اعمال و زشت بودن رفتارمان مىتوانيم در صدد جبران برآييم و پيش از فرا رسيدن مرگ و بسته شدن پرونده اعمال، زشتىها و گناهان را با آب توبه و انابه از دفتر كردارمان بزداييم و با اعمال صالح و خداپسند، گناهان را به حسنات و نيكىها تبديل نماييم. در حديث معروفى از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله چنين آمده است: «حَاسِبُوا أَنفُسَكُم قَبلَ أَن تُحَاسَبُوا وَزِنُوا قَبلَ أَن تُوزَنُوا وَ تَجهَزُوا لِلعَرض الاكبَر»[1]؛ «پيش از آن كه به حساب شما برسند، خود را محاسبه كنيد و قبل از آن كه شما را بسنجند خويش را بسنجيد». اميرمؤمنان عليه السلام در حديث نورانى ديگر مىفرمايد: «إِذَا صَعبَت عَلَيكَ نَفسَكَ فَاصعَب لَهَا تَذِلُّ لَك»[2] ؛ «هنگامى كه نفس منقاد و رام تو نگردد و بر تو سخت بگيرد، تو هم عرصه را بر او تنگ كن تا تسليم تو گردد». تذكر اين نكته لازم است كه نبايد براى مجازات نفس در برابر تخلفات و نافرمانى او، دست به اعمال خشونت بار و مجازاتهاى سنگين و خطرناك زد كه اين كار زيانهاى جبران ناپديرى در پى دارد و به سلامت جسم و روح انسان و آسيب جدى وارد مىسازد. مراد از كيفر دادن نفس امورى مثل روزه گرفتن به صورت متعادل و قابل تحمل و منع كردن او از برخى لذتها و بهرهمندىها با هدف رام كردن و تسليم ساختن آن است. در پايان به توصيهاى از امام خمينى (ره) درباره توفيق خودسازى نقل مىشود و از امورى كه لازم است از براى مجاهد، «مشارطه، مراقبه و محاسبه» است: «مشارطه» آن است كه در اول روز مثلًا با خود شرط كند كه امروز برخلاف فرموده خداوند- تبارك و تعالى- رفتار نكند و اين مطلب را تصميم بگيرد. معلوم است يك روز خلاف نكردن، امرى است خيلى سهل «كه» انسان مىتواند به آسانى از عهده «آن» بر آيد. تو عازم شو و شرط كن و تجربه نما، ببين چقدر سهل است. ممكن است شيطان و جنود آن ملعون، بر تو اين امر را بزرگ نمايش دهند؛ ولى اين از تلبيسات آن ملعون است او را از روى واقع و قلب لعن كن و اوهام باطله را از قلب بيرون كن و يك روز تجربه كن، آن وقت تصديق خواهى كرد. پس از اين مشارطه، بايد وارد «مراقبه» شوى و آن چنان است كه در تمام مدت شرط، متوجه عمل به آن باشى و خود را ملزم بدانى به عمل كردن آن. اگر خداى نخواسته در دلت افتاد كه امرى را مرتكب شوى كه خلاف فرموده خدا است؛ بدان كه اين از شيطان و جنود او است كه مىخواهند تو را از شرطى كه كردى، باز دارند؛ به آنها لعنت كن و از شرّ آنها به خداوند پناه ببر و آن خيال باطل را از دل بيرون نما و به شيطان بگو كه من يك امروز با خود شرط كردم كه خلاف فرمان خداوند تعالى نكنم. ولى نعمت من سالهاى دراز است كه به من نعمت داده، صحّت و سلامت و امنيت مرحمت فرموده و مرحمتهايى كرده كه اگر تا ابد خدمت او كنم، از عهده يكى از آنها بر نمىآيم. سزاوار نيست كه يك شرط جزئى را وفا نكنم! اميد است ان شاء اللَّه شيطان طرد شود و منصرف گردد و جنود رحمان غالب آيد. اين مراقبه با هيچ يك از كارهاى تو، از قبيل كسب و سفر و تحصيل و غيرها، منافات ندارد. به همين حال باشى تا شب كه موقع «محاسبه» است و آن عبارت است از اينكه حساب نفس را بِكِشى، در اين شرطى كه با خداى خود كردى كه آيا به جا آوردى و با ولى نعمت خود در اين معامله جزئى خيانت نكردى!؟ اگر درست وفا كردى، شكر خدا كن در اين توفيق و بدان اينكه يك قدم پيش رفتى و مورد نظر الهى شدى و خداوند ان شاءاللَّه تو را راهنمايى مىكند در پيشرفت امور دنيا و آخرت و كار فردا آسانتر خواهد شد. چندى به اين عمل مواظبت كن، اميد است ملكه گردد از براى تو؛ به طورى كه از براى تو كار خيلى سهل و آسان شود؛ بلكه آن وقت لذت مىبرى از اطاعت فرمان خدا و از ترك معاصى در همين عالم. با اين كه اين جا عالم جزا نيست، لذت مىبرى و جزاى الهى اثر مىكند و تو را مُلْتَذ (كامروا) مىنمايد. بدان كه خداى- تبارك و تعالى- تكليف شاقّ بر تو نكرده و چيزى كه از عهده تو خارج است و در خور طاقت تو نيست، بر تو تحميل نفرموده «است»؛ لكن شيطان و لشكر او كار را بر تو مشكل جلوه مىدهند. و اگر خداى نخواسته در وقت محاسبه، ديدى سستى و فتورى شده در شرطى كه كردى؛ از خداى تعالى معذرت بخواه و بنا بگذار كه فردا مردانه به عملِ شرط قيام كنى. به اين حال باشى تا خداى تعالى، ابواب توفيق و سعادت را بر روى تو باز كند و تو را به صراط مستقيم انسانيت برساند.[3]
[1] ( 1). بحارالانوار، ج 67، ص 73. [2] ( 1). تصنيف غرر الحكم، ص 239، ح 4820. [3] ( 1). روحاللَّه خمينى، چهل حديث، تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، چاپ چهاردهم، 1376)، صص 9- 10. جهت آگهى بيشتر در باب خودسازى نگا: مجتبى تهرانى، اخلاق الهى، تهران: موسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر. براى مطالعه بيشتر در اين زمينه، منابعى از كتابهاى اخلاقى و عرفان عملى معرفى مىشود: - اوصاف الاشراف، خواجه نصيرالدين طوسى - منازل السائرين، خواجه عبدالله انصارى - معراج السعادة، نراقى - رساله لب اللباب، سيد محمد حسين حسينى تهرانى - تهذيب نفس يا خودسازى، ابراهيم امينى - به سوى خودسازى، مصباح يزدى.
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند ۱۴۰۳ساعت 15:30  توسط دکتر نقی سنائی
|
|