مراقبه‏

مراقبه از محورى ترين و مؤثرترين گام در خودسازى و تهذيب اخلاق است. مراقبه از ماده «رَقَبَه» به معناى گردن گرفته شده و از آن جا كه انسان براى پاييدن چيزى و مواظبت از آن گردن مى‏كشد. اين كلمه به معناى نظارت و مواظبت و زير نظر گرفتن چيزى به كار مى‏رود.

اين واژه در تعبير علم اخلاق و تهذيب نفس در مورد «مراقبت از خويش» به كار مى‏رود و مرحله‏اى بعد از «مشارطه» است. يعنى انسان پس از عهد و پيمان و شرط بستن با خود براى‏اطاعت دستورات الهى و پرهيز از گناه بايد از پاكى درون و قلبش مراقبت و پاسدارى كند تا گوهر ارزنده وجودش مورد دستبرد و غارت حراميان قرار نگيرد. حال انسان در عالم دنيا مانند

كسى است كه با خود گوهرهاى گران‏بهايى را حمل مى‏كند كه همه سرمايه و دارايى او است در حالى كه دزدان و شيادان در كمين او نشسته‏اند. چنين كسى اگر لحظه‏اى غفلت كند همه سرمايه او به غارت مى‏رود و او مى‏ماند و انبوهى از اندوه و حسرت.

انسانى كه در محاصره هواهاى درونى و شيطان‏هاى بيرونى است و سرمايه ايمان و تقواى او در معرض هجوم و حمله دشمنان درونى و بيرونى است، اگر از قلب و نيت و اعمالش مراقبت نكند و اخلاق و كردار و انفكارش را تحت كنترل و نظارت كامل قرار ندهد، سرمايه سعادت ابدى او بر باد مى‏رود و با دست خالى به عالم ديگر انتقال مى‏يابد. در آيات قرآن و روايات اسلامى، اشارات بسيارى به موضوع مراقبه شده است:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ‏[1]؛ «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت) با خدا بپرهيزيد و هر كس بايد بنگرد كه چه چيزى براى فردايش فرستاده است، و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند از آن چه انجام مى‏دهيد آگاه است».

اميرمؤمنان عليه السلام مى‏فرمايد:

«يَنبَغِى أَن يَكُون الرَّجُل مُهينًا عَلَى نَفسِهِ، مُرَاقِباً قَلبَه، حَافِظاً لِسَانَهُ»[2]

؛ «سزاوار است انسان بر خود مسلط باشد و همواره مراقب قلب خود و نگاه دار زبانش باشد».


[1] ( 1). حشر( 59)، آيه 18.

[2] ( 2). تصنيف غرر الحكم، ص 325، ح 4732.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند ۱۴۰۳ساعت 15:26  توسط دکتر نقی سنائی  |