|
خيرخواهى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايند: «احب للمسلمين ما تحب لنفسك و كره لهم ما تكره لنفسك»[1] ؛ «دوست بدار براى مسلمانان آنچه را كه براى خودت دوست مىدارى و ناپسنددار براى آنان آنچه را براى خودت نمىپسندى». ما اگر از اينكه ديگران پشت سرمان غيبت كنند ناراحت مىشويم يا اگر كسى به ما تهمت بزند و يا دروغ بگويد و يا خيانت كند و يا حق ما را پايمال نمايد يا ما را مسخره و يا به ما بىاحترامى كند ناراحت مىشويم بايد بدانيم ديگران نيز مثل ما هستند ما اينگونه برخوردهاى بد با آنان نداشته باشيم متقابلًا اگر دوست داريم ديگران به ما احترام بگذارند خوشرفتارى نمايند با اخلاق خوب برخورد نمايند به ما راست بگويند درستكار باشند ما نيز با ديگران چنين باشيم.
پس از بيدارى و كنار زدن پردههاى غفلت و جهل، نخستين قدم در تهذيب نفس و خودسازى، «توبه» است. توبه زنگار آلودگىها را از صحنه دل و جان مىزدايد و باتلاق عصيان و تيرگى را به گلشن نور و صفا بدل مىسازد. بار گران و كمرشكن گناه را از پشت انسان بر مىدارد و او را براى پيمودن راه بندگى و صلاح آماده مىكند. مرحوم فيض كاشانى، سيماى توبه را چنين به تصوير مىكشد: «توبه از گناه و بازگشت به سوى ستار العيوب و علام الغيوب آغاز راه سالكين و سرمايه پيروزمندان است. توبه، نخستين گام مريدان و كليد علاقهمندان و مطلع برگزيدگان و برگزيده مقربان است. چرا فرزندان و نسل آدم عليه السلام به هنگام ارتكاب خطا و لغزش به پدرشان اقتدا نمىكنند؟ خير محض، كار فرشتگان است. آمادگى براى شر و بدى خوى شياطين است و بازگشت به خير پس از خطا، ويژگى حضرت آدم عليه السلام و طبيعت آدميان است. آن كس كه به هنگام ارتكاب گناه و انجام شر به خير باز گردد، حقيقتاً انسان است»[2]. خداوند شيفته بازگشت بندگان به سوى او و مشتاق پيوستن آنها به او پس از بريدن و جدا شدن است. ميزان شوق پروردگار به آشتى بندگان با او و وصل پس از فصل، در حديثى شادىبخش چنين بيان شده است: «إِنَّ اللَّه تَعَالى أَشَدُّ فَرحًا بِتَوبَة عَبده مِن رَجُلٍ أَضَلّ رَاحِلَته وَ زَادَه فِى لَيلَة ظلمَاء فَوَجَدَهَا»[3] ؛ «شادمانى خداوند از بازگشت بندهاش بيش از شادى كسى است كه مركب و توشه خود را شبى تاريك (در بيابان) گم كرده و سپس آن را مىيابد». اين تعبير نشان مىدهد كه توبه، در واقع مركب و توشه انسان به سوى سعادت و كمال است. انسان با اين زاد و توشه، بيابان تيره و ظلمانى گناه و نافرمانى را پشت سر مىگذارد و به منزل كمال و نور و رحمت گام مىگذارد.
[1] ( 1). شيخ حسن ديلمى، ارشاد القلوب الى الصواب، ج 1، ص 73. [2] ( 1). فيض كاشانى، ملامحسن، المحجة البيضاء، ج 7، صص 7- 6( با تلخيص)، به نقل از: ناصر مكارم شيرازى، اخلاق اسلامى، ص 217. [3] ( 2). يعقوب كلينى، اصول كافى، ج 2، باب التوبه، ص 435، ح 8.
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند ۱۴۰۳ساعت 15:24  توسط دکتر نقی سنائی
|
|