خودسازى به معناى تصحيح نيت‏ها و انگيزه‏ها و جهت دادن به رفتار و فعاليت‏هاى خود در راستاى هدف نهايى و قرب الهى است. برخلاف برداشتى كه از خودسازى مى‏شود، اين واژه هرگز به معناى محدود كردن تلاش و كوشش در دايره تنگ خود و تنها توجه به خود و بازماندن از صحنه فعاليت‏هاى اجتماعى و فرار از مسؤوليت نمى‏باشد.

خودسازى ايجاد هماهنگى و تعادل ميان فعاليت‏هاى علمى و عملى و بسيج كردن آنها براى نيل به سعادت حقيقى و رستگارى راستين است.

ما بعد از تأمل و انديشه عميق در وجود خويش به عوامل و ابزراى كه در فطرت ما براى رسيدن به هدف آفرينش به وديعت گذاشته شده پى مى‏بريم؛ گرايش‏ها و كشش‏هاى درونى و باطنى براى نيل به اوج تعالى روحى و معنوى را كشف مى‏كنيم و روابطى كه ما را با ديگران پيوند داده و تقويت و تحكيم آنها ما را براى تكامل و صعود آماده‏تر مى‏سازد مى‏شناسيم، اكنون نوبت آن مى‏رسد كه ميان اين روابط و گرايش‏ها و نيروهاى به ظاهر ناسازگار و حتّى متضاد

همگرايى و آشتى و تعادل برقرار نماييم به گونه‏اى كه آينده آنها زمينه‏ساز تكامل و عروج معنوى ما و جهت آنها در راستاى خروج از جاذبه خاك و ورود به مدار قرب پروردگار باشد. اين تنظيم و شكل دهى و جهت بخشى الهى به تلاش‏ها و كشش، «خودسازى و تهذيب نفس» نام دارد.


[1] گروه اخلاق و عرفان، دفتر چهل و پنجم(خودسازى) پرسش ها و پاسخ هاى دانشجويى، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: اول، 1391.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند ۱۴۰۳ساعت 15:15  توسط دکتر نقی سنائی  |