از چهار دسته آياتى كه در باره خلقت انسان برشمرديم، فقط گروه اول ممكن است با فرضيه تكامل تعارض داشته باشد؛ زيرا بازگشت همه انسان‏ها به آدم و حوا و تكثير آنها از طريق توالد و تناسل (مضمون سه دسته ديگر)، با پذيرش فرضيه تكامل نيز سازگار است.

ظاهر آيات دسته اول اين است كه خداوند، اولين انسان را از گِلِ به‏عمل‏آمده ساخته وسپس روح را در آن دميده است. البته مسئله آفرينش آدم از گِل يا خاك و مانند آن به‏خودى‏خود با فرضيه تكامل، تعارض كامل ندارد و حتى مى‏توان به‏گونه‏اى آن دو را با هم جمع كرد؛ زيرا منشأ همه موجودات زنده آب و خاك است. اما در دو آيه از قرآن، خلقت اولين انسان به‏گونه‏اى مطرح شده است كه ظاهراً با فرضيه تكامل تعارض دارد.

اولين آيه در پاسخ به سؤال نصاراى نجران از پيامبراكرم صلى الله عليه و آله- در باره چگونگى خلقت حضرت عيسى عليه السلام- نازل شده است. يهوديان مى‏گفتند غيرممكن است انسانْ پدر نداشته باشد، ازاين‏رو قائل بودند حضرت عيسى عليه السلام به طور نامشروع به دنيا آمده است بر همين پايه، خداوند در اين آيه مى‏فرمايد:

إِنَّ مَثَلَ عِيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ.[1]

با توجه به شأن نزول آيه، تشبيه حضرت عيسى عليه السلام به حضرت آدم عليه السلام از اين جهت است كه هيچ‏كدام پدر نداشته‏اند. به همين دليل گفته مى‏شود ظاهر اين آيه با فرضيه تكامل تعارض دارد؛ زيرا براساس فرضيه تكامل، اولين انسان نيز از طريق توالد پديد آمده است.

مورد ديگر كه پيش از اين نيز به آن اشاره شد، آيات هفتم و هشتم سوره سجده است:

وَ بَدَأَ خَلْقَ اْلإِنْسانِ مِنْ طِينٍ* ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ.

گرچه در آيات ديگرى نيز به پيدايش انسان از خاك و سپس از نطفه اشاره شده، ويژگى اين آيه آن است كه آفرينش اولين انسان را از پيدايش انسان‏هاى ديگر تفكيك كرده و مى‏فرمايد اولين انسان را از گِل، و نسل او را از نطفه آفريديم، ازاين‏رو آفرينشِ از نطفه شامل حضرت آدم عليه السلام نمى‏شود كه اين مسئله با فرضيه تكامل ناسازگار است.

با اين همه، مفسران و انديشمندان اسلامى در باره سازگارى يا تعارض آيات آفرينش انسان با فرضيه تكامل، نظريه يكسانى ندارند. برخى از آنان آفرينش ابتدايى اولين انسان ازخاك يا گل را نص قرآن دانسته، مى‏گويند: فرضيه تكامل با اين آيات معارض است، ضمن آنكه اين فرضيه از نظر علمى نيز مورد خدشه مى‏باشد.[2] علامه طباطبايى آفرينش مستقل اولين انسان را ظاهر آيات قرآن (نه نص آن) مى‏داند. ايشان نيز دلايل و شواهد فرضيه تكامل را ناكافى مى‏داند؛ با اين تفاوت كه به نظر ايشان در صورت اثبات قطعىِ فرضيه تكامل، آيات قرآن بر طبق آن تاويل‏پذيرند.[3] نظريه ديگر اين است كه براساس آيات قرآن، آفرينش آدم عليه السلام آفرينشى مستقل و از گِل بوده است و به فرض اينكه نظريه تكامل به قطعيت برسد، خلقت حضرت آدم عليه السلام يك معجزه و استثناست و بقيه انسان‏هاى كنونى از نسل اويند.[4] برخى نيز اعتقاد دارند فرضيه تكامل كاملًا مورد تأييد قرآن است، ازاين‏رو تمامى آيات آفرينش را بر اين اساس تفسير مى‏كنند.

آنان اين امر را از معجزات قرآن مى‏دانند كه در آن زمان اين‏گونه سخن گفته است، اما بيشتر مفسران چنين نظريه‏اى را نپذيرفته‏اند.

تفكيك زبان دين از زبان علم، فرضيه‏انگارىِ نظريه‏هاى علمى، ابزارانگارى علم و نيز تمايز قلمرو دين از قلمرو علم، ازجمله نظريه‏هايى است كه براى رفع تعارض‏هاى احتمالى بين نظريه‏هاى دينى و داده‏هاى علوم‏تجربى مطرح مى‏شود كه البته به مسئله آفرينش انسان نيز اختصاص ندارد، بلكه در حوزه وسيع‏ترى، يعنى رابطه علم و دين مورد بررسى قرار مى‏گيرد كه طرح آنها نيازمند مجال بيشترى است.[5][6]

 

 

 

 


[1] ( 1). آل‏عمران( 3): 59 ..

[2] ( 1). براى نمونه بنگريد به: محمدتقى جعفرى،

\J آفرينش و انسان‏\E

. ايشان در اين كتاب شواهد فروانى بر غيرقطعى‏بودن نظريه تكامل آورده و دراين‏باره اقوال فراوانى از زيست‏شناسان نقل كرده است. وى همچنين در نتيجه‏گيرى از گفته‏هاى دانشمندان علوم‏تجربى مى‏گويد: نظريه تحول انواع آن‏چنان كه شهرت پيدا كرده، مستند به حس و قطعى نيست.( همان، ص 101).

[3] ( 2). بنگريد به: الميزان، ج 16، ص 255- 260 و ج 4، ص 139- 146 ..

[4] ( 3). بنگريد به: محمدتقى مصباح يزدى، معارف قرآن، ص 341- 349 ..

[5] ( 4). براى آشنايى بيشتر با رويكردهاى مختلف انديشمندان مسلمان در باره سازگارى يا ناسازگارى نظريه آفرينش در قرآن و فرضيه تكامل، بنگريد به: ابراهيم كلانترى، تكامل زيستى و آيات آفرينش، ص 54- 78؛ احد فرامرز قراملكى، موضع علم و دين در خلقت انسان، ص 59- 160. همچنين براى آشنايى بيشتر با رويكردهاى متفاوت در بحث علم و دين، بنگريد به: اميرعباس عليزمانى، دين و علوم تجربى؛ محمدعلى عبداللهى،« علم و دين»( جستارهايى در كلام جديد، جمعى از نويسندگان) ..

[6] گرامى، غلامحسين، انسان در اسلام، 1جلد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 14:44  توسط دکتر نقی سنائی  |